خرید بک لینک
نام اثر:فتح امید دست یافتنی

میم حیدرپور

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 21:51

اگه بخوام کلاه سیاهمو بزارم ..

اممم باید بپرسم چرا اینایی که توی محرم مشکی میپوشن تو رمضون روزه نمیگیرن؟؟

.

.

.کلاه سفیدم میگه:

چون به تو ربطی نداره!!!

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:02

استاد میبدی:

گروه را کرده اید نیازمندی های همشهری.
دمپایی پاره، نون خشک، کارورزی گروه 3 هر کی داره بیاره
هر کی هم نیاره الهی ذلیل بشه.

.

..داستان انتخاب واحد اکشن ما.........!!!!!

برچسب: به یک عدد دوست دختر نیازمندیم,به یک عدد شوهر نیازمندیم,به توان رساندن یک عدد,نزدیک شدن دنباله به یک عدد,یک به توان هر عدد حقیقی,یک عدد به توان صفر,یک عدد به توان منفی,به دست آوردن مقلوب یک عدد,یک به توان عدد حقیقی,یک عدد به توان کسری, نویسنده: باران صفری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 7:34

با مزه ترین قسمت زندگی اینه که آدم خودش رو به خنگی بزنه با اینکه از همه بهتر میفهمه.....یه همچین چیزایی دارم من

برچسب: دلش خوش بود با طفل خیالی,دلم خوش بود با طفل خیالی, نویسنده: باران صفری تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 15:57

من خیلی ناراحتم که زود قضاوت کردم واقعا ببخشید هرچند که خداروشکر متوجه نشدی که قضاوت شدی ولی در هرصورت محدثه به خودت قول بده قول قول قول بده که دیگه اینجوری قضاوت نکنی...یادته قبلنا چه قد خوشبین بودی ...لطفا همونجوری باش...مرسی محدثه هم اکنون در آبعلی هستیم با سید و رضوان و فرمانده در اردوگاه سیدالشهدا و ........ بعله مرور خاطرات شخصیت من در تخیلتام هم خندان است نمیتونم جدی باشم خببببب دوست دارم همه رو درک کنم این ضعفه الان؟؟؟واسه همین هم پشتیبانی شدم عشق میکنم موقع غذا دادن و میان وعده دادن ها...مباحث کلاس ها برام جالب نیست ...دوس ندارم شایدم مرغ خیال و فکر

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 22:24

به زودی...

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 22:24

در بحبوحه نگرانی ها و حرف های ناامید کننده و خط و نشان های جماعتی..و در میان افکار به هم ریخته ام رها از میان میرسد و شعری میگذارد که حالم را خوب میکند....رها از غصه ها رها شدم ممنون.. این رقص موج زلف خروشنده تو نیستاین سیب سرخ ساختگی، خنده تو نیست ای حسنت از تکلف آرایه بی نیازاغراق، صنعتی است که زیبنده تو نیست در فکر دلبری ز من بینوا مباشصیدی چنین حقیر، برازنده تو نیست شب های مه گرفته مرداب بخت منای ماه! جای رقص درخشنده تو نیست گمراهی مرا به حساب تو می نهنداین کسر شان چشم فریبنده تو نیست ای عمر! چیستی که به هر حال عاقبتجز حسرت گذشته و آینده تو نیست از ک

برچسب: شعر زیبای فاضل نظری,شعر زیبای فاضل,شعر زيبا فاضل نظري,اشعار زيباي فاضل نظري,اشعار زیبای فاضل,شعر زیبای عاشقانه فاضل نظری,شعر های زیبا فاضل نظری,شعر زیبایی از فاضل نظری,شعر زیبای از فاضل نظری,شعر زيبا از فاضل نظرى, نویسنده: باران صفری تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:31

یا سند من لا سند له... عاقا امروز خیلی روز خوبی بود ،خیلی خوش گذشت...یعنی اون خنده هایی که مجبوری حبس کنی و تقوا به خرج بدی دیگه شرعا توی جلسه حلال میشد....آخه کلا نمیشه صحبت های این شخص بزرگوار بسیجی رو شنید و نخندید ...آخه صاف صاف تیکه های جوندار و با معنی مینداخت ..البته خانم دکتر هم با دقت تیکه ها رو میشنیدن و تحلیل میکردن ..گاهی اخم میکردن و سر به زیر بودن و گاهی لپاشون سرخ میشد و به چشم هاش نگاه میکردن...(کلا اون تیکه اولین مسلح شهر تا چند ساعت اوقات ما رو مفرح کرده بود....) حالا مگه آقای ج ول میکرد : ایشون اسلحه هم دستشون بوده(خنده حضار) یه دو نفر از این بسی

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 18:45

صفحه بندی